برای آزادی آرزوهایش را در ساک ورزشی‌اش جا می‌گذاشت

او فقط ۲۱ سال داشت. ورزشکاری که آرزوهایش را در ساک ورزشی‌اش جا می‌گذاشت تا برای آزادی در خیابان‌های اصفهان قدم بردارد. ساسان آزادوار، قهرمان کاراته، که در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ بازداشت شده بود، سحرگاه امروز ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ به کاروان شهیدان راه آزادی پیوست. جوانی که با شجاعت و ایستادن در برابر هیبت پوشالی سرکوب و کشتار...

ساسان آزادوار ساسان آزادوار 21 سال · اصفهان

ستاره‌ای که در سکوت، خورشید شد...

نامش را نشنیده بودیم، چهره‌اش را ندیده بودیم، اما او برای "ما" و برای "ایران" به خیابان آمد. بامداد امروز، اصفهان شاهد پرکشیدن قهرمانی بود که حتی در اسارت هم نامش لرزه بر تنِ شب‌پرستان می‌انداخت. عرفان کیانی، جوانی که در سکوت خبری و به دور از لنز دوربین‌ها، به جرم آزادی‌خواهی به چوبه دار سپرده شد. او را به «محاربه» مته...

عرفان کیانی عرفان کیانی تهران

بزن باران... بهاران غرقِ خونه...

او فقط ۲۳ سال داشت؛ دانشجوی پزشکی که الفبای نجات را آموخته بود. در اعتراضات شامگاه ۲۲ دی در خیابان‌های قزوین، هنگامی که برای یاریِ مجروحان شتافت، هدف کینه قرار گرفت. سه گلوله، پایانِ آرزوهای دختری بود که انسانیت را با نجات جان‌ها می‌زیست. دردناک‌تر از گلوله‌ها، دقایقی بود که او هنوز نبض داشت و نفس می‌کشید، اما مانع از...

بهاران طاهرخانی بهاران طاهرخانی 23 سال · قزوین

حقیقت در ردیف ۱۷ دفن نمی‌شود.

او کتاب‌های حقوق را ورق می‌زد تا راهی برای اجرای عدالت پیدا کند، غافل از آنکه نام خودش قرار است خون‌بارترین پرونده‌ی بی‌عدالتیِ شهر شود. آرمان حاجی‌یوسفی؛ جوان بیست‌ساله‌ای که در اعتراضات شامگاه ۱۹ دی، وقتی پشت به گلوله‌ها و رو به آزادی داشت، جاودانه شد. سه گلوله برای متوقف کردن قلبی که برای ایران می‌تپید... و پیکری که...

آرمان حاجی یوسفی آرمان حاجی یوسفی 20 سال · اراک، مرکزی

غزل گفت :«آخ بابا» و پرکشید.

غزل جانقربان، فقط ۱۵ سال داشت… دختری از اصفهان، با رویاهایی ساده، با دلِ پاکی که هنوز وقت شکفتنش بود. اما نوزده دی ۱۴۰۴، در کنار زاینده‌رود، در حالی که در کنار مادر و پدرش در اعتراضات مردمی شرکت کرده بود هدف شلیک ماموران حکومتی قرار گرفت. سه گلوله از پشت، به او شلیک شد غزل گفت :«آخ بابا» و پرکشید. غزل، تک‌فرزند خانواده...

غزل جانقربان غزل جانقربان 15 سال · اصفهان

داستان دو رفیق

عرشیا، همان پسر ۱۸ ساله‌ی ورزشکار و پرانرژی که اولین لبخند خانه‌اش بود، و علی، دانشجوی سخت‌کوشی که پدرش با دست‌های خود او را به بیمارستان رساند تا شاید بماند... اما انگار آسمان برای هردوی آن‌ها جا داشت. داغ فرزند سخت است، اما داغ دو رفیق که با هم پرپر شدند، قلب یک شهر را به درد می‌آورد. ما آرزوهای شما را فراموش نمی‌کنی...

عرشیا نرج آبادی عرشیا نرج آبادی 18 سال · تهران

شلیک در پاسداران، سکوت یک ویولون

پویا فراگردی را از نخستین اجرای ارکستر نیلپر در سال ۱۳۸۳ می‌شناختم و تا سال ۱۳۹۴ باهم در ارکستر نیلپر و ارکستر کامه‌راتا همکاری مستمر داشتیم. پویا زندگی میخواست؛ از جنس موسیقی و لبخند، نوشیدن چای و گپ زدن‌های روزمره در پشت صحنه تالار رودکی و وحدت یا در زمان استراحت میان تمرین‌ها؛ سیگار بهمن کوچکش را روشن می‌کرد و با آن...

پویا فراگردی پویا فراگردی تهران

عشق به پرسپولیس و رئال مادرید را جاودانه کرد

جاویدنام معین بصیری، هوادار ۲۱ ساله تیم فوتبال پرسپولیس، در جریان انقلاب ملی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی با شلیک مستقیم نیروهای سرکوب کشته شد. نشان پرسپولیس و رئال مادرید بر سنگ مزار او حک شده است. معین دانشجوی رشته روانشناسی در دانشگاه شهرقدس بود و همزمان یک آرایشگاه را نیز اداره می‌کرد. او هوادار سرسخت رئال مادرید و...

معین بصیری معین بصیری 21 سال · اندیشه، تهران

محبوبترین بدنساز تاریخ ایران

مسعود (مهدی) ذات‌پرور (۱۳ مرداد ۱۳۶۵ – ۱۸ دی ۱۴۰۴) قهرمان پرورش‌اندام جهان بود که در خیزش ۱۴۰۴ ایران توسط نیروهای جمهوری اسلامی در رشت به قتل رسید. مسعود ذات‌پرور در ۱۳ مرداد ۱۳۶۵ در رشت به دنیا آمد. او خانواده‌ای کاملاً ورزشی داشت و پدر او مجید ذات‌پرور و عمویش محمد ذات‌پرور هر دو از قهرمانان پرورش‌اندام بودند. هر دو...

مسعود ذات پرور مسعود ذات پرور 39 سال · رشت، گیلان